۱۳۹۸ فروردین ۲۴, شنبه

از خارش‌های پای قطع‌شده

«یک پرنده بی‌پرواز صاحب خود را کشت». این تیتر خبر بی‌بی‌سی است. بی‌بی‌سی فارسی خیلی درپیت و داغان شده اخیراً و این هم یکی از نمونه‌هایش. یعنی چه پرنده بی‌پرواز و اصلاً گنجاندن این صفت توی تیتر چه موضوعیتی دارد؟ ارزش خبری گزارش هم که بماند. حالا من آمده‌ام از بی‌بی‌سی شکایت کنم؟ خیر. آمده‌ام بنویسم که خبر را که خواندم --سوای همین فکرها که نوشتم-- به این فکر می‌کردم که اگر چند سال پیش بود و جوان‌تر بودم این جمله بی‌معنی دستمایه نوشتن می‌شد برایم. پرنده بی‌پرواز را ربط می‌دادم به یک درد و مصیبتی از خودم و کشتن صاحب را هم به یک درد دیگری و یک متن وبلاگی خوشگل «عه چه جالب» یا «آه بلی...» تولید می‌شد. متنی که بعداً هم که می‌خواندمش می‌دیدم که چه اتفاقاً و بی غرض خودآگاه راست گفته‌ام تویش.
الآن این کار را نمی‌کنم دیگر. ناراحتم که نمی‌کنم؟ بله و نه. مثل کسی که بین یک لول و لول بعدی گیر کرده باشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر